على محمدى خراسانى
26
خارج اصول (فارسى)
موجب مىشود كه معنى نيز پيچيده و فهم آن مشكل گردد و اين نيست مگر به خاطر شدّت ارتباط لفظ و معنى و اتّحاد اعتبارى آن دو كه گويا اين لفظ همان معنى است . « 1 » و امّا مؤيّد دوّم : سرايت حسن و قبح معنى به لفظ : زشتى و زيبايى حقيقة و اوّلا و بالذات مال معنى است و انسان از چيزى خوشش مىآيد و آن را دوست دارد و از چيزى بدش مىآيد . و گرنه الفاظ و كلمات بدون لحاظ معانى زشتى و زيبايى ندارند ، ولى در اثر شدّت ارتباط ميان لفظ و معنى اين زشتى و زيبائى به لفظ سرايت مىكند و انسان از استعمال و استماع برخى الفاظ هم تنّفر پيدا مىكند يا لذّت مىبرد . و اين به خاطر اعتبار اتحاّد و هو هويّت ميان لفظ و معنى است . تنظير : مقام وضع را با مقام استعمال قياس كردهاند : همانطور كه در مقام استعمال لفظ مرآت و فانى در معنى است و مستعمل از لفظ پلى مىسازد تا به معنى برسد هكذا در مقام وضع نيز لفظ استقلال ندارد و فانى در معنى است و تمام غرض واضع آن است كه با اين لفظ آن معنى را بهماند . نقد اين نظريّه : بر اين نظريّه اعتراضاتى وارد شده كه عمدتا دو اعتراض است : 1 - مرحوم آقاى خوئى فرموده : واضع هميشه از دانشمندان و مخترعان و مكتشفان و نخبگان كه نيست بلكه خيلى وقتها انسانهاى معمولى هستند كه براى فرزندانشان نامى اختيار مىكنند و گاهى اطفال و كودكان هستند كه كلمات را بهم دوخته و با آن مقاصدى را تفهيم مىكنند . و بلكه گاهى بعضى از حيوانات نيز با ايجاد اصواتى مطالبى را به همنوع خويش مىفهمانند . و همه هم مىفهمند كه چه مىكنند پس وضع يك حقيقت عرفى سهل التناول و المأخذ است . و تفسير شما از وضع ( اتّحاد و هو هويّت بين لفظ و معنى ) يك تفسير دقيقى است كه اذهان خواص نيز گاهى از آن غافل است تا چه رسد به عوام مردمان و تا چه رسد به كودكان و تا چه
--> ( 1 ) - اين مؤيد در كلمات مرحوم آقا ضياء در نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 25 بيان شده است .